دانلود دوبله فارسی فیلم تایتانیک Titanic 1997

دانلود دوبله فارسی فیلم Titanic 1997 با کیفیت BluRay 720p – 1080p

نسخه دوبله فارسی
منتشر کننده فایل: Film2Media
ژانر : درام

7.8/10 از 951902 رای

زبان : English, Swedish, Italian
کیفیت : BluRay 720p – 1080p
فرمت : MKV
محصول : USA
ستارگان : Leonardo DiCaprio, Kate Winslet, Billy Zane, Kathy Bates
کارگردان : James Cameron

خلاصه داستان :
تایتانیک فیلمی حماسی درام و فاجعه‌ای به نویسندگی و کارگردانی جیمز کامرون است.فیلم‌نامه تایتانیک آمیزه‌ای از واقعیت و افسانه است. این فیلم به همراه بن هور و ارباب حلقه‌ها بازگشت پادشاه برنده 11 جایزه اسکار است. لئوناردو دیکاپریو و کیت وینسلت از ستارگان اصلی فیلم می‌باشند. در جریان سفر با کشتی تایتانیک، «رز» جوانی از خانواده ای ثروتمند که رهسپار امریکاست. طی یک حادثه جوانی به نام جک، مسافری فقیر از قسمت درجه ی سه کشتی، او را نجات می دهد…

 

نسخه دوبله فارسی

دوبله فارسی فیلم تایتانیک
گویندگان: افسانه پوستی، افشین زی نوری، چنگیز جلیلوند، نصرالله مدقالچی، سعید مظفری و …

BluRay 1080p

لینک مستقیم

دانلود زیرنویس فارسی

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

BluRay 720p

لینک مستقیم

دانلود زیرنویس فارسی

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

BluRay 720p x265

لینک مستقیم

دانلود زیرنویس فارسی

 

نقد و بررسی

جیمز کامرون، کارگردان پرآوازه هالیوود که پیش از ساخت فیلم تایتانیک Titanic 1997 با ساخت آثاری همچون «نابودگر» شناخته میشد و جلوه‌های ویژه خاص و بی‌نظیر فیلم‌هایش از امضاهای همیشگی‌اش به شمار می‌آمد، این بار به سراغ ساخت فیلمی به غایت متفاوت رفت. فیلمی که همچنان، سومین فیلم پرفروش تاریخ سینماست. فیلمی که باعث معرفی دو ستاره بزرگ به دنیای بازیگری شد؛ کیت وینسلت و لیوناردو دی کاپریو. اما چرا این فیلم تا این سطح موفق و هیجان‌انگیز بوده است؟ چرا از پرفروش‌های تاریخ سینما بوده است؟ آن هم در حالی که سوژه اصلی فیلم، مورد خاص و چنان تازه‌ای ندارد، و همه چیز به مثلث عاطفی داستان بیرون آمده است و پیش‌تر در بسیاری از فیلم‌ها تکرار شده بود، بنابراین علت موفقیت همه جانبیه‌ی تایتانیک در چیست؟ جیمز کامرون برای نوشتن فیلمنامه، به سراغ حادثه‌ای واقعی رفت. حادثه‌ای که هشتاد و اندی سال قبل رخ داده بود. بدون شک موردی مانند غرق شدن یک کشتی حامل صدها مسافر در اقیانوس، بستر خوبی برای روایت یک درام نیست، آن هم هر نوع درامی، حتی میشد درامی جنایی از میان این داستان تراژدی و واقعی بیرون کشید. تراژدی‌ای که پایان غم‌انگیزش تنها به خاطر مرگ عاشق نیست؛ در اصل غمی که وجود ما را در پایان فیلم فرا میگیرد، نمیدانیم برای چیست! آیا برای مرگ جک است یا برای فاجعه تایتانیک و کشته شدن صدها نفر اعم از مرد و زن و بچه، آن هم به شکل ترسناکی شوکه کننده؟ یا بخاطر زمان از دست رفته هشتاد و چند ساله و عمر بر باد رفته رز و این که این عشق قدیمی اکنون تنها به صورت یک رویا در قلب او مانده است و خاک میخورد؟

وجه تمایز دیگر فیلم تایتانیک Titanic 1997، نکات روان و جامعه‌شناسانه آن است که با رمانس فیلم آمیخته شده است. برخلاف ایرادی که بسیاری از منتقدین به فیلم وارد میکنند و آن را صرفا یک ابتذال عاطفی میدانند و نه بیشتر، تایتانیک سراسر حاوی لایه‌های جامعه‌محوری‌ست که در بستر یک سفر دریایی و نقطه عطف سفر یعنی برخورد کشتی با کوه یخ و غرق شدن کشتی، به تصویر کشیده میشود، به طوری که شما با دیدن این فیلم، اطلاعات جامع و مختصری را از جامعه غرب (مخصوصا اروپا) اوایل قرن بیستم به دست می‌آورید، از نوع لباس و پوشش تا نوع تفکر و دغدغه‌های طبقات مختلف جامعه و مهم‌ترین وجه روانکاوانه و جامعه‌شناسانه تایتانیک نیز موضوع اختلاف طبقاتی‌ست که از قضا پلات داستان نیز براساس آن شکل میگیرد. به رفتار دو طبقه اشراف و فقرا در کشتی دقت کنید؛ به بی‌روحی و سردی‌ای که بر جمع اشراف حاکم است و به گرمی و صمیمیت و رفاقتی که در میان افراد فرودست جامعه دیده میشود، کامرون به تندترین و صریح‌ترین روش ممکن، این کنتراست و تقابلی را که بین دو قطب فقیر و غنی جامعه حکم فرماست را به ما نشان میدهد. میبینیم که دغدغه‌ها و آمال و آرزوهای اشراف چقدر پست و مضحک است. یکی به فکر پول و مقام و موقعیت خود هستند، در سوی دیگر، یکی از ترس ثروت از دست رفته‌اش حاضر است دخترش را به سرنوشتی شوم و تاریک دچار کند، و حتی یکی درگیر سنت و فرهنگ و آداب و رسوم پوچ و بی‌ارزشی‌ست که برایش تبدیل به ارزش شده، اما در بین فقرا که نماینده آن‌ها جک و دوستانش هستند، دوستی، صمیمیت و یک نوع پایداری به ارزش‌های درست انسانی دیده میشود که چنین ویژگی رز را به سوی جک جذب میکند، درواقع رز کاراکتری‌ست که گویی اصالت وجودی‌اش جایی دیگر بوده، اما در میان جماعتی ظاهربین و خشک اسیر شده است.

به عنوان مثال، به صحنه مهمانی اشراف نگاه کنید؛ همان صحنه‌ای که جک به عنوان مهمان وارد طبقه اشراف میشود. او باید لباس و کت و شلوار رسمی بپوشد، شغل ،فکر و در کل خودش را طور دیگری نشان دهد تا او را بپذیرند، حتی در مهمانی اشراف موسیقی کلاسیک پخش میشود. حال به مهمانی فقرا نگاه کنید، همگی با هم میخندند و مراعات هیچ چیزی را نمیکنند. موسیقی که پخش میشود نیز یک نوع موسیقی تند محلی‌ست، این یعنی همان اختلاف طبقاتی و عقیدتی‌ای که بین فقیر و غنی برقرار است. در حقیقت فیلم نشان میدهد که تنها احساسات است که میتواند پیوند دهنده بین انسان‌ها باشد و نه چیز دیگر، حتی اگر این فاصله بین دو شخص در حد جک و رز باشد. در اصل قدرت احساس جک تهی دست به مراتب بیشتر از پول و مقام هاکلی اشراف‌زاده میباشد و همین است که باعث ایجاد این مثلث عاطفی میشود.

یکی دیگر از نکات فیلم تایتانیک Titanic 1997 که نباید به سادگی از آن گذشت، نشان دادن واکنش انسان‌های مختلف از اقشار گوناگون جامعه به یک موقعیت خطرناک و بحرانی یکسان است. همه این افراد سوار بر یک کشتی‌اند و به یک مقصد میروند، اما در بحران است که هر یک نقاب از ظاهر موجه خود کنار زده و ذات و سرشت حقیقی خود را نشان میدهند. گویی تمام کاراکترهای اصلی این فیلم که همگی از مسافران کشتی‌اند، نماد قشری از مردم نه یک جامعه خاص که یک دنیا هستند یا بهتر است به جای نماد بگوییم “نماینده”، مشخصه‌ای که آن‌ها را نماینده آن قشر خاص میکند، همان ذات و سرشت‌شان میباشد. بدین شکل، هنگامی که کشتی در حال غرق شدن است، شخصی که ذاتش با خودخواهی ترکیب شده (هاکلی)، خود را به زمین و زمان میزند تا نجات نجات پیدا کند و برایش دیگران اهمیتی ندارند؛ مهم نیست که نامزدش بمیرد یا زنده بماند، مهم نیست که چه بلایی سر قشر تهی دست کشتی می‌آید، و تنها خودش از اهمیت برخوردار است و او برای نجات خود حاضر است بچه‌ای را نیز به دروغ همسر خود معرفی کند. دیگری ذات اصلی‌اش عشق و فداکاری‌ست، هر چند که فقیر و تهی دست باشد (جک) و اوج این عشق و فداکاری در لحظات حساس و پایانی این تراژدی، نمایان میشود و او خود را فدای معشوق میکند و شخصیت سوم، دختر ثروتمندی‌ست که تمام وجودش را یک جور عشق عجیب و دیوانه‌وار که تنها در عرض چند روز به وجود آمده، فرا گرفته است. اتفاقا او نیز همانند عاشق، فداکار و از خود گذشته است و آبرویش را پای عشقش گذاشته (رز) و برای نجات جان عاشق اقدام میکند، اما در نهایت تقدیر روزگار این است که او زنده بماند و عاشق فدا شود.

از سویی، واکنش شخصیت‌های فرعی داستان نیز در لحظات بحرانی دیدنی‌ست؛ ناخدایی که نمیتواند نابودی کشتی را باور کند و پشت سکان خشکش زده و غرق میشود، سازنده کشتی که دچار از خود بیگانگی شده و به ساعتی خیره شده و در حیرت است که چطور حاصل زحماتش در عرض چند ساعت بر باد میرود، موزیسین‌هایی که در بین شلوغی مردم و فرارشان بر سر مرگ و زندگی، برای آن‌ها موسیقی مینوازند تا آرامشی را بر عرشه حکم فرما سازند که البته ناکام میمانند. در سوی دیگر، افسری که مامور است تا جلوی فقرا را بگیرد تا وارد قایق نشوند، اما پس از تعرض یکی دو تن از آن‌ها و شلیک، خود دچار عذاب وجدان میشود و طی سکانسی تکان دهنده، خودکشی میکند و این سکانس‌ها همگی تصویری جهت تامل بیشتر مخاطب بر فیلم میباشد، اما هوش کامرون جایی آشکار میشود که او از شیوه فلش‌بک برای روایت داستانی کلاسیک استفاده میکند و ما به عنوان بیننده از ابتدای فیلم که با زمان حال آغاز میشود و ماجرای جستجوی یک جوینده گنج را شرح میدهد، با جستجوگران همراه میشویم و هنگامی که رز سال خورده را میبینیم، همچون آن‌ها مشتاقانه به انتظار شنیدن روایت او هستیم و به عبارتی، “رز داستان را برای ما بعنوان بیننده بازگو میکند” و این چنین تاثیرگذاری داستان برای مخاطب توسط کارگردان به مراتب بیشتر و عمیق‌تر میشود.

کاراکترهای اصلی داستان نیز اغلب به شدت عمیق پرداخته شده‌اند که البته باورپذیری‌شان را مدیون اجرا و بازی هنرمندانه دی کاپریو و وینسلت هستیم. دی کاپریو در این فیلم که بدون شک نقطه عطف کارنامه کاری‌اش محسوب میشود، به خوبی از پس ایفای نقش جوانی فقیر، سرزنده و عاشق برآمده و در سوی دیگر، وینسلت نیز بازی به یادماندنی را ارائه داده و با چشمان سبز و نافذ خود صفاتی را همچون غمی پنهانی و عمیق، عشقی آتشین، تنهایی و در عین حال نفرت از زندگی اشرافی‌اش را به خوبی نشان میدهد. در این بین، کاراکتر “هاکلی” و در کل کاراکتر طبقه اشراف کمی اغراق‌آمیز و سیاه و سفید به تصویر کشیده شده‌اند.گویی همگی، خصوصا هاکلی و مادر رز، هیولاهایی هستند که ذره‌ای رحم و انسانیت در دلشان جای ندارد و تنها درگیر ظاهر خود و دنیایشان میباشند و میتوان این نقد را به کمرون وارد کرد که میتوانست اشرافیت را کمی زیرپوستانه‌تر نقد کند، اگرچه به علت محوری بودن دو شخصیت رز و جک و عمق پرداخت به آن‌ها، این مشکل لطمه‌ای به فیلم نمیزند.

بدون شک، تمامی موراد ضروری یک اثر زمانی خود را نشان میدهد که کارگردانی باهوش همچون جیمز کامرون پشت دوربین باشد، جیمز کامرون که پیش‌تر در فیلم های نابودگر مهارتش را در کارگردانی علی بخصوص در دکوپاژ و جلوه‌های ویژه نشان داده بود، در این جا نیز دو مفهوم مونتاژ و میزانسن را با هم ترکیب میکند و نماهایی به یاد ماندنی از خود بر جای میگذارد و جلوه‌های ویژه‌ای که در صحنه‌های نابودی کشتی به کار می‌بندد، بسیار طبیعی و واقع‌گرایانه ساخته شده است، گویی که نابودی تایتانیک واقعی را تماشا میکنیم. جهت درک بیشتر ظرافت کارگردانی کامرون، کافیست به چند سکانس فیلم به عنوان نمونه توجه کنید. به یاد بیاورید نماهایی را که آب وارد کشتی شده و رز سراسیمه در کشتی به دنبال جک میگردد، کامرون در این سکانس از نماهای کوتاه و سریع و پی.او.وی (زاویه دید) رز استفاده میکند تا حس تنش را القا کند، همچنین از کادربندی کج و اکسپرسیونیستی که عدم ثبات صحنه را به ما یادآوری کند و یا اگر بیشتر دقت کنیم، در صحنه‌های مربوط به طبقه اشراف، نماها طولانی‌تری نسبت به طبقه فقرا دیده میشود و بدین شکل حس رکود و کسل بودن ثروتمندان را میتوان از هنر کامرون لمس کرد. نکته دیگری که قابل توجه است، استفاده زیاد کامرون از دو تکنیک سینمایی در این فیلم است؛ کلوزآپ و دوربین روی دست. کلوزآپ از آن جهت که اساسا فیلم تایتانیک بر مبنای احساسات است و نمای درشت (کلوزآپ) به خوبی احساسات را نشان میدهد، انتخابی بسیار هوشمندانه‌ای بوده و دوربین روی دستی که از ابتدای فیلم تا انتها، در اغلب نماها به چشم میخورد، به ما میگوید که گویی شرایط موجود پایداری و ثبات ندارد و قرار است همه چیز به یکباره بهم بخورد، حتی عشقانه‌ی داستان و این همان دکوپاژ و تدوین خوبی است که در فیلم دیده میشود. عامل دیگری که شدیدا به پیشبرد داستان کمک میکند و نباید از کنار آن به سادگی گذشت، موسیقی جادویی جیمز هورنر است. موسیقی تایتانیک که به یکی از ماندگارترین موسیقی متن‌های سینما بدل شد، افکار انسان را به سرزمینی رویایی میبرد و که همان مدینه فاضله‌، جک و رز است، کامرون به این شکل یک کارگردانی هوشمندانه انجام داده و برای القای محتوای فیلم به شکلی از فرم هنری در قالب ژانر عاشقانه رسیده است.

 

راهنمای فیلم 2 مدیا :